المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

394

مروج الذهب ( فارسى )

قومى كه آن را برانجابين گويند و آن عده از ملوك اين اقوام كه يادشان كرديم به همان نام‌ها كه گفتيم شهره‌اند و قومى كه گفتيم سرتين نام دارد وقتى شاه و رئيسشان بميرد خويشتن را بسوزانند و چهار پايان او را نيز بسوزانند و اعمالى همانند هندوان دارند سابقاً در همين كتاب ضمن سخن از جبل قبخ و قوم خزر شمه‌اى درباره ايشان گفته‌ايم كه در ولايت خزر گروهى از قوم سقلاب و روس هست كه خودشان را به آتش بسوزانند اين قوم و ديگر اقوام سقلاب بمشرق پيوسته‌اند و تا مغرب ميرسند . سر ملوك سقلابيان شاه دير است كه شهرهاى وسيع و آبادى بسيار دارد و تاجران مسلمان با اقسام كالا بپايتخت او روند و پس از اين شاه از جمله ملوك سقلابيان شاه اوانج است كه شهرها و آباديهاى وسيع و سپاه و مردم بسيار دارد و با روم و فرنگ و نوكبرد و اقوام ديگر جنگ دارد و جنگ ايشان پيوسته است آنگاه پس از اين شاه از ملوك سقلابيان شاه ترك است و مردم اين قوم از همه 4 5 اقوام سقلاب خوش سيماتر و فزون‌تر و شجاعترند و سقلابيان اقوام بسيار و طوايف فراوانند كه كتاب ما گنجايش وصف طوايف و فروع آنها را ندارد سابقاً درباره پادشاهى كه ملوك سقلاب از روزگار قديم مطيع وى بوده‌اند يعنى ماجگ شاه ولينانا سخن آورده‌ايم و اين قوم از طوايف معتبر صقلاب است و بقدمت معروف است . آنگاه ميان اقوام سقلاب اختلاف شد و نظمشان خلل يافت و طايفه‌ها پراكنده شد بطوريكه از ذكر ملوكشان معلوم شد و بعللى كه شرح آن بدرازا ميكشد هر قومى شاهى برگزيد و ما قسمتى از شرح و بسيارى از تفصيلات آن را در كتاب اخبار الزمان من الامم الماضيه و الاجيال الخاليه و المالك الدائره آورده‌ايم .